چه عجب مامان خانم یه مطلبی برام نوشتی!
این و از زبان هیراد نوشتم....روزها با سرعت برق و باد سپری میشن و پسر قشنگ من هر روز بالنده تر میشه و من با دیدنش احساس غرورمیکنم حسی که بهش دارم وصف ناشدنیه. حاضرم ساعتها بدون اینکه پلک بزنم بشینم و تماشاش کنم
برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:49
هیرادم پنجمین ماه زندگیت مبارک پسر قشنگمامروز هم مثل همیشه صبح زود از خواب بیدار شدی و یه ساعت بازی کردی و خسته شدی وقتی دیدم دیگه سرحال نیستی یعنی خوابت گرفته و با یه چرت حسابی شارژ میشی. همیشه از صبح شنبه بدم میومد اما امروز یه لحظه وقتی تو رو دیدم
برچسب: نویسنده: باربد حکیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 17:49